تبليغاتX
you stay with me

 

به خودم امیدوار بودم ولی حالا دیگه کاملاً مطمئن شدم . عجب کدبانویی هستم و هیچکس خبر نداره . اگه بدونین چه غذاهایی واسه این داداشی می پذم . به قول این دختر کره ایه ( یانگوم ) طعم جدید ایجاد می کنم . . مطمئناً بابا و مامان به داشتن من افتخار می کنن.

عصر دیروز یه چند نفر آدم مشکوک اطراف خونمون روئیت شدن واسه همین دیشب قبل از خواب ترس اومد سراغمون . منم تا صبح برای دفاع و مراقبت از خانه و خانواده بیدار موندم . می دونم به غیر از بابا و مامانم شما هم دارین بهم افتخار می کنین .

وای که چقدر من افتخار آفرینی کردم تو این چند روزه .

راستی خدا جون آش نذری ، پشت پای مامان بابا را قبول کن ، خدایا خودت می دونی واسه چی می گم ، همون ماجرای ........ ( ندونین بهتره ).

 

 

پ . ن . معمولاً چه موقع فکر و خیال میاد سراغتون ؟ وقتی تنهایین ؟ قبل از خواب ؟    ...........؟؟؟

 

پ . ن . فیلم 300 را دیدم .  عجب فیلم مزخرفی بود  . فکر کنم کارگردان فیلم گلادیاتور و قصه های هزارو یک شب و ارباب حلقه ها را دیده ، بعد رفته تو توهم ، آخرشم به فکر ساختن این فیلم افتاده .

 

+ write in  چهارشنبه 29 فروردین1386 to  3:10  by  فرناز  | 

 

بابا و مامانم مشرف شدن به خانه خدا و روز جمعه 24 / 1/86 پرواز می کنن به سمت عربستان سعودی . من ازشون خواستم که همه دوستامو دعا کنن . حالا اگه هر کدومتون دعای ویژه ای داره به من بگه ( البته با جزئیات  کامل ) تا بهشون بگم دعاتون کنن .

خودتون فضولین

این 15 روز که بابا اینا نیستن من و داداشی تنهاییم ( چه شود ) خواهری هم که رفته دانشگاه و اینا.

نمی دونم این چند روز را چی کار کنیم .

به پیشنهاد برتر جایزه ی نفیسی اهداء می شود : یک عدد بلیط رفت و برگشت اتوبوس واحد.  

 

 

پ . ن . قراره یه سفره عید خوشگل واسه پسر خاله ام بچینیم.

پ . ن . شما جای خاله ام و شوهرش بودین چی کار می کردین؟ بخشش واسه اون پسر راننده بهتره یا  تنبیه؟؟؟ 

پ . ن . دستیابی ایران به ساخت انرژی هسته ای صنعتی مبارک .

 

+ write in  سه شنبه 21 فروردین1386 to  1:16  by  فرناز  | 

 

خدای مهربون شکرت.

از این که لطفی که در این سال جدید بهمون کردی ازت سپاسگذارم. از اینکه محمد حسن را بهمون برگردوندی شکر گذاریم .

روز دوم عید خبر دادن که پسر خالم که فقط 9 سالشه تصادف کرده و از اون روز تا امروز توی کما بود . امروز بعد از 15 روز بهوش اومد . حالا می خوام خطاب به اون راننده  به اون پسر الاف ................... بگم : ( لعنت خدا بر تو ) لعنت بر تو که وقتی چند تا دیگه از اون رفیقای مثل خودتو سوار ماشین می کنی و غیر از سرعت و چشم چرونی حواست به چیز دیگه ای نیست . با جون آدما اینقدرراحت بازی نکن . لعنت بر سرعت زیاد .

امسال عیدمون تلخ شروع شد ولی خدا را شکر که با شنیدن این خبر تلخی این چند روز به کلی از بین رفت .

 

+ write in  پنجشنبه 16 فروردین1386 to  21:53  by  فرناز  |