تبليغاتX
you stay with me

 

این چند وقته خودمم نفهمیدم دارم چه کار میکنم همش شده کار و کار و کـــــــــــــار!!!

آخرش به این نتیجه رسیدم که آدم زندگی میکنه که کار کنه یا کار میکنه که زندگی کنه . واسه همین امروز نرفتم سر کــــــــــار . گفتم می خوابم تا لنگ ظهر و دق و دلی این چند وقت کم خوابی حسابی در می کنم ، شانس که ندارم از ساعت 6 صبح چشمام باز شدن  این هوا مگه بسته میشدن

دیروز از طرف سازمان رفتیم گردش. قلعه محمد آباد جرقویه سفلی. فقط مات و مبهوت این بادگیرا بودم .

ما هنوز خونه تکونی نکردیم .(باز کردن پرده ها و ... و ....) چه زود یه سال گذشت.

 

پ . ن . چقدر بی معرفت شدم می دونم . چقدر بی معرفت شده اید می دونید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ write in  چهارشنبه 8 اسفند1386 to  10:47  by  فرناز  |