تبليغاتX
you stay with me

 

راستش گاهی آدم دلش میخواد به قدیم برگرده من هم الان درست همین حس رو دارم .به یاد دوران بچگیم افتادم.نمیدونم چقدر زمان جنگ به یادمون مونده ولی اینو می دونم که با وجود همه بدیهاش بهتر از حالا بود اون زمان همه برای هم زندگی میکردن چه روزایی که با دلشوره به شب میرسید و توی اون همه ناراحتی چه زیبا بود حس اینکه همبازیمون رو آروم کنیم و بخوایم به اون بگیم که چیزی نیست و به قول بزرگتر ها حس بزرگتر بودن کنیم مگه خودمون چند سالمون بود.یادم میاد روزهایی میشد که حتی چند ساعت  توی آرامش نبودیم همش صدای آژیر همش صدای ترستاک موشک و بعد هم خبر های بد رادیو ولی اون روزها هم رفتن و ما بچه های اون روزا حالا بزرگ شدیم هر کدوم الان یک جایی در حال زندگی هستیم ولی برای یک لحظه یادمون بیاد که اون روزها چه چیزهایی برامون مهم  بود.یادمون بیاد که دوستامون برامون مهم بودن ولی حالا چی .امروز دوست رو میخوایم برای اینکه تنها نباشیم. امروز دوستو میخوایم برای خوشحالی خودمون درست عکس اون زمان که ما میخواستیم کاری کنیم که همه راحت باشن.دوران کودکی پر از صداقت .پاکی .صمیمیت .دوستی و شادی ولی وقتی بچه دیروز میشه جوان امروز دیگه این چیزا تو زندگیش مطرح نیست کاش ما هم میتونستیم مثل بچه ها صادق باشیم وقتی کسی رو دوست داریم برای خودش باشه نه برای خودمون خوش بحال کودکان دیروز خوش به حال هر آدمی هرچند بزرگ شده ولی رسم کودکی رو فراموش نکرده .

 

 پ . ن . هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غرال شروع به دويدن ميکند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود . هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نميرد . مهم نيست غزال هستي يا شير ! با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن.

                                                                                              

 

+ write in  شنبه 30 آبان1388 to  12:0  by  فرناز  | 

روزنامه ی اعتماد ملی پریروز(سه شنبه 21 آبان 1387 ص 11) جدولی ارائه کرده در باب افزایش قیمت خوراکی ها طی سه سال 84 تا 87 که دولت فعلی با تورم 24 درصدی دست به گریبان است.

 ما که اندک اندک با این افزایش قیمت های کالاهای مصرفی سرو کار داشتیم متوجه نبودیم که اوضاع از چه قرار تغییر کرده و تازه حالی مان شده از این پس این رژیم غذایی را که برای ترکه ای شدن هیکل مان در نظر داشتیم به اجرا درآوریم باید خیلی بیشتر جدی بگیریم ... مثلا گوشت قرمز از کیلویی 4200 تومان تبدیل شده به 8500 تومان. خب، این یک قلم را که به سادگی می توانیم حذف کنیم. چون اصولاً گوشت قرمز چربی زاید زیاد دارد و برای سلامتی قلب مان ضرر دارد فراوان! البته گوشت مرغ را که از کیلویی 1200 تومان رسیده به 3500 تومان می شود یه کاریش کرد هفته ای یک بار ، به خصوص که از گردن و بال و پوستش می شود سوپی یا آشی هم بار بگذاریم و از استخوان های باقیمانده که موفق به جویدنش نشده باشیم چیزی هم به گربه ی ولگرد محله میرسد که خودش کلی ثواب دارد.

 گلابی 700 تومانی که تبدیل شده به 2700 تومان یا هلوی 800 تومانی که به 2500 تومان بالغ گردیده اصولا جزو کالاهای لوکس و اشرافی به حساب می آیند و به تیپ ما کارمند جماعت نمی خورند آنها هم حذف می شوند هرچند این گونه اقلام برای تامین ویتامین مفید واقع می شدند اما ویتامین های مورد نیاز بدنمان را از گوجه فرنگی هایی که از یک محله ی به خصوص در پایتخت مان می خریم هم می توان تامین کرد.

شکر و قند مصرفی هم که از 700 تومان به 1500 تومان تبدیل شده اند که اصولا نزد اطباء ام الفساد تلقی می شوند بی شک جز مرض و تباهی چیزی عایدمان نمی کنند. و اما چای، که از 4000 تومان به کیلویی 9 هزارتومان افزایش یافته هم افزایش اش مبارک است از آنجا که می دانیم چای، این دشمن پنهان، آهن بدن مان را ضایع می کند و مخدری است که نظیرش فقط خودش است. البته فراموش نکنم بگویم این آهن بدن مان همان آهنی است که از مصرف عدسی به دست آورده ایم که از کیلویی 800 تومان به 2200 تومان افزایش قیمت داشته است.

و ما دیگر غلط بکنیم با این عدس ها بخواهیم سبزه ی سفره ی هفت سین به بار آوریم امروزه روز!

 

+ write in  پنجشنبه 23 آبان1387 to  16:0  by  فرناز  | 

 

                

+ write in  پنجشنبه 18 مهر1387 to  18:50  by  فرناز  | 

 

سلام . ببخشید نگرانتون کردم. مامان بعد ۱۵ روز از بیمارستان مرخص شد.خوب تو این مدت هم به صورت شیفت از مامان مراقبت میکردیم. خدا را شکر حال مامان خیلی بهتر البته سلامتی کامل را هنوز به دست نیاورده ولی بازم خدا را شکر.

امروز قراره نذری بدیم. (آش رشته). هم واسه سلامتی مامان . هم واسه خطری که از سر خواهری گذشت. ان شاا... همه سلامت باشین.

                               

 

پ . ن . در مشکلات زندگی با  خدا بودن بهتر از نا خدا بودن است.

 

+ write in  دوشنبه 14 مرداد1387 to  9:40  by  فرناز  | 

 

یک مواقعی تو زندگی آدم پیش میاد که اصلا قابل پیش بینی نیست . هر موقع برای کارها برنامه ریزی نمی کنی که هیچ ولی وقتی برنامه ریزی میکنی هیچی با هیچی جور در نمیاد.

قرار بود آخر هفته شادی داشته باشیم اول برویم عروسی بعد برویم باغ و آش رشته و آلبالو چینی و شاه توت خورون و ..... یه عالمه کار دیگه اما همش تو بیمارستان الزهرا سپری شد.

خدایا زودتر سلامتی مادرم را بهش برگردون.

 خدایا کاری کن زودتر برگرده خونه..

 

+ write in  یکشنبه 23 تیر1387 to  12:17  by  فرناز  | 

 

                 

پ . ن . زود زود میام

 

+ write in  جمعه 9 فروردین1387 to  17:38  by  فرناز  | 

 

 

چرا اینقدر دیر نوبت بازی به من رسید . ( بچه پرو چند روزی بیشتر نیست که وبلاگ ساختی . . ( خودمو می گم ).

احتمالاً همه می دونن قانون بازی چیه . با این حال توضیح می دم . هر کسی که وارد بازی می شه باید 5 تا خصوصیت خودشو بنویسه . خصوصیاتی که دیگران نمی دونن.

 

× از sms بازی خوشم میاد .

×× بابامو از مامانم بیشتر دوست دارم .

××× راز دار بودن و لجبازی ، بهترین و بدترین خصوصیت منه .

×××× خیلی دلم می خواد برم عروسی عشایری را از نزدیک ببینم .

××××× وقتی به سن مهد کودک رسیدم جنگ بود. نرفتم مهد . عقده ای شدم .

 

قانون بازی اینه که 5 نفر را بندازیم تو درد سر ولی من تازه واردم و کسی را نمی شناسم البته دوستایی هم که دارم تو بازی شرکت کردن.

 

 

+ write in  سه شنبه 3 بهمن1385 to  15:13  by  فرناز  |